تبلیغات
قند پارسی - (( زندگینامه )) .. داراب افسر بختیاری ..

(( زندگینامه )) .. داراب افسر بختیاری ..

9 شهریور 93 15:31

نویسنده : قند پارسی


 

داراب افسر بختیاری از شاعران بختیاری است که به گویش بختیاری شعر سروده‌ است.از جمله معروفترین سروده‌های وی خدائیه،عمرویه و همیلا: مناظره پسر روستایی با دختر شهری می‌باشد.

گر کسی پرسید افسر کیست بر گویش جواب
بختیاری زاده ی افسرده جانی بیش نیست




*زندگینامه:
-------------


داراب افسر بختیاری در تاریخ 1279 در نزدیکی تالاب چغاخور واقع در استان چهار محال بختیاری متولد شد.پدر وی آ اصلان احمد خان خسروی از بزرگان طایفه خسروی از تیره زراسوند و مادرش بی بی گوهر فرزند حسینقلی خان ایلخانی می‌باشد.داراب افسر دوبار ازدواج نمود که حاصل آن پنچ فرزند می باشد.همسراول وی دخترعمویش بی بی فاطمه و همسر دومش عطیه خضوعی دختر موسیقی دان معروف اصفهانی میرزا حسین ساعت ساز بود.داراب افسر از سن سی سالگی شاعری را آغاز کرد.او آنچنان در سرودن اشعار بختیاری به شیوائی و استواری اهتمام نمود که اینک فرهیختگان دیار بختیاری او را پدر شعر بختیاری می‌نامند.چنانکه در مورد وی ملک الشعرا بهار نیز گفته بود کاری که فردوسی در زبان فارسی کرد،افسر در زبان بختیاری انجام داده‌ است.شعر داراب با توجه به شرایط خانوادگی و اصالت ایلی و شرایط اقلیمی و اجتماعی دیار بختیاری سروده شده است و در حقیقت آیینه تمام نمای احساسات،عواطف و ذوق سرشار یک بختیاری تبار می باشد که سادگی و صفای انسان را بیان می کند و صمیمیت زندگی روستایی و عشایری را نشان می دهد که در کنار رنگ و بوی زندگی شهری و مشکلات اجتماعی تلاش می کند تا هویت عاطفی و انسانی خود را حفظ کند و آن شور و شادمانی صادقانه و بی ریای خود را نسبت به انسانها آشکار می نماید تا افراد بتوانند در مسیر رشد تکامل انسانی قدم بر دارند.اولین شعرش به گویش بختیاری،به نام رستاخیز مسجد سلیمان است که از لحاظ موضوع و ابراز احساسات ملی بهترین نمونه حس ملی گرایی در داراب افسر به‌ شمار می‌رود.داراب شعرهای بسیاری سروده،اما متاسفانه تنها ۱۵۰۰ بیت از شعرهایش تاکنون چاپ و منتشر شده است.شعری که بیش از همه مورد علاقه خود داراب بوده،مدحی است که برای امام علی(ع) امام اول شیعیان سروده است.نقد استعمار در اشعار داراب افسر بختیاری تاریخ ادبیات ایران شاعران و نویسندگان بسیاری را در یاد و خاطر دارد که خصوصاً در دوران معاصر و با آغاز استعمار در این سرزمین به انتقاد از نظام استعماری پرداخته اند و با آثار خود حقوق از دست رفته و منابع در حال چپاول ایران و ایرانیان را فریاد زده اند.در این بین قوم بختیاری نیز در طول تاریخ معاصر خود افراد بسیاری را دارد که می تواند به وجود آنها افتخار کند.مرحوم داراب افسر شاعر فقید بختیاری از شاخص ترین افراد در این زمینه است.عبدالحسین سپنتا داراب افسر را در مقدمه ای که بر دیوان او نگاشته فرزند آ اصلان از طایفه احمدی بختیاری معرفی می کند که در سال ۱۲۷۹ شمسی در چغاخور متولد شد و مادر وی بی بی گوهر دختر حسینقلی خان ایلخانی بود.مرحوم داراب شعر را بنا به اطلاعی که مقدمه دیوان او به ما می دهد از سی سالگی آغاز کرده است اما کیست که نداند شعر همزاد کودکان بختیاری از تهده های بر دوش بسته مادران است و لالایی خواب و نوازش بیداری کودک بختیاری هارمونی حماسی طبیعت و شجاعت و صداقت بوده و هست و سرنوشت چنین است که هر کودک بختیاری شاعر به دنیا آید.شعر داراب ویژگی ها و ابعاد متفاوت و متعددی دارد که بررسی یکایک این ابعاد تخصص و وقتی فراوان می طلبد اما از نکات بارزی که در شعر داراب می توان یافت،روح استعمار ستیز و کرنش ناپذیر است که شاید داراب هم همچون هم تباران خود با آن زاده شده بود ابعاد مختلف شعر داراب هرکدام با نمونه اشعاری قابل بررسی است.جهان بینی داراب و شعر او را می توان در خدائیه یافت نگاه جامعه شناختی او را در همیلا و نگاه تاریخی او را می توان در عمرویه و رستاخیز مسجدسلیمان و اشعاری از این نمونه دید و همان گونه که گفتیم بحث و بررسی هر کدام از این ابعاد تخصص وتسلط به موضوع را می طلبد .اما شعر تیارت یا تئاتر که به رستاخیز مسجدسلیمان معروف شد،از بهترین نمونه های کشف نگاه ضد استعماری این شاعر فقید است.زمانی که بیگانگان در کشور ما منابع سرشار میهن مان را ظالمانه مورد تجاوز خود قرار داده و در این راه از هیچ گونه ظلم و تعدی خودداری نمی کردند،آنچنان احساسات میهن پرستانه ام تحریک شد.که این اشعار را که آهنگ مخصوصی دارد و اینک یکی از دل انگیز ترین آوازهایی است که در میان مردم متداول است،سرودم.رستاخیز مسجدسلیمان را بدون شک علاقه مندان بارها خوانده اند.کابنگرو سالها قبل درگذشته و پس از سالها سر از قبر بیرون آورده و به تماشای مسجدسلیمان می نشیند که دیگر نفت در آن پیدا شده و استعمارگران در آن خانه ها و جاده ها ساخته اند و با آن طبیعت بکر قشلاقی روزگار کابنگرو به کلی متفاوت است.شخصیت اصلی تئاتر که داراب مونولوگ خود را از زبان وی می سراید با دیدن مظاهر مدنیت جدید ابتدا حیرت زده می شود و با دیدن هر چیز جدیدی از اتومبیل و جاده آسفالت و منجنیق سر چاه و دیگ های بزرگ نفت و سیم تلگراف و کارخانه و فرد انگلیسی حیرت خود را نشان می دهد.پرسش های كابنگرو از دخترش گلی جون آمیزه ای ازحیرت و تفکر را به نمایش می گذارد.كابنگرو با دیدن فرزند خود محمد خون راننده ماشین رئیس نفت استعمار را به نقد و چالش می کشد.نگاه داراب به مقوله استعمار همان نگاهی است كه در فضای علمی و تحلیلی تاریخ آن را دو رویه تمدن بورژوازی غرب نامیده اند.داراب از محدود كسانی بود كه در آن ایام در پشت این مظاهر فریبنده رویه اصلی بورژوازی غرب را شناخت و از استعمار نقد كرد و از این منظر می توانیم مرحوم داراب را شاعری فراتر از روزگار و زمانه خود بنامیم.جسارت داراب در بیان اندیشه ضد استعماری اش در دوران رژیمی كه خود ریشه در استعمار داشت نیز ستودنی است.هر استبدادی بدون شك مرئی یا نامرئی ریشه هایی در یك نظام استعماری دارد و استعمار برای چپاول بهتر همواره مستبدانی را پرورش می دهد تا معترضان كمتری داشته باشند و جسارت داراب به رغم مشكلاتی كه این نقد استعماری می توانست برایش داشته باشد بسیار ستودنی است.وی در سال ۱۳۲۰ ساکن اصفهان شد.داراب افسر بختیاری در سال ۱۳۳۷ شمسی به علت سکته،فلج و خانه‌ نشین شد.


 

بسیاری از ما داراب افسر بختیاری را به خاطر منظومه «همیلا » می شناسیم. حال آن که اشعار این شاعر شوریده بختیاری آمیزه ای از جلوه های زندگی ، اندیشه های والا ، عرفان ، محبت به اهل بیت به ویژه مولای متقیان حضرت علی (ع) ، احساسات میهن دوستانه وعشق به سرزمین بختیاری است. خصوصاً داراب افسر را باید به حق شاعری ملی و وطن دوست بدانیم كه نقد استعمار از ویژگی های بارز شعر وی است. روح آزادگی وی در ستیز با استعمار متاثر از روحیات ایلی است که داراب هم همچون هم تباران خود با آن زاده شده بود. شعر تیارت « تئاتر » كه به رستاخیز مسجدسلیمان معروف شد، اولین شعرش به گویش بختیاری است از بهترین نمونه های نگاه ضد استعماری این شاعر فقید است كه از لحاظ موضوع و ابراز احساسات ملی بهترین نمونه حس ملی گرایی در داراب افسر به‌شمار می‌رود. داراب خود در مقدمه ای كوتاه بر شعر مذكور می نویسد :« زمانی كه بیگانگان در كشور ما منابع سرشار میهنمان را ظالمانه مورد تجاوز خود قرار داده و در این راه از هیچگونه ظلم و تعدی خودداری نمی كردند ، آنچنان احساسات میهن پرستانه ام تحریك شد كه این اشعار را كه آهنگ مخصوصی دارد و اینك یكی از دل انگیز ترین آوازهایی است كه در میان مردم متداول است ، سرودم.»

شعر رستاخیز ، داستان شخصی به نام « كابنگرو » است که پس از سالها سر از قبر بیرون آورده و به تماشای مسجدسلیمانی می نشیند كه عملیات حفاری و استخراج نفت در آن جریان داردو استعمارگران در آن خانه ها و جاده ها ساخته اند و با آن طبیعت بكر قشلاقی روزگار كابنگرو بكلی متفاوت است. وی حیرت زده ، با دیدن مظاهر مدنیت جدید و هر چیز جدیدی مانند اتومبیل ، جاده آسفالت ، منجنیق سر چاه ، دیگ های بزرگ نفت ، سیم تلگراف ، كارخانه و فرد انگلیسی حیرت خود را نشان می دهد . پرسش های كابنگرو از دخترش « گلی جون » آمیزه ای ازحیرت و تفکر را به نمایش می گذارد. كابنگرو با دیدن فرزند خود « محمد خون » ( راننده ماشین رئیس نفت) استعمار را به نقد و چالش می کشد. نگاه داراب به مقوله استعمار همان نگاهی است كه در فضای علمی و تحلیلی تاریخ آنرا دو رویه تمدن بورژوازی غرب نامید اند. داراب از محدود كسانی بود كه در آن ایام در پشت این مظاهر فریبنده رویه اصلی بورژوازی غرب را شناخت و از استعمار نقد كرد و از این منظر می توانیم مرحوم داراب را شاعری فراتر از روزگار و زمانه خود بنامیم !

جسارت داراب در بیان اندیشه ضد استعماری اش در دوران رژیمی كه خود ریشه در استعمار داشت نیز ستودنی است . هر استبدادی بدون شك مرئی یا نامرئی ریشه هایی در یك نظام استعماری دارد و استعمار برای چپاول بهتر همواره مستبدانی را پرورش می دهد تا معترضان كمتری داشته باشند و جسارت داراب به رغم مشكلاتی كه این نقد استعماری می توانست برایش داشته باشد بسیار ستودنی است .

ماخذ : سایت آزادمردان بختیاری


 

دانلود دیوان داراب افسر بختیاری


 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 18 شهریور 93 19:13